visited *loading* times
مادر بد
مي گويند مادر خوبي نيستم0 هيچ مي دانيد چرا؟ چون مي خواهم زندگي كنم و نمي خواهم قرباني باشم و مي خواهم هيچ منتي بر سر فرزندم نداشته باشم و مي خواهم قبل از زن بودن انسان باشم و قبل از مادر بودن زن باشم0
من يك مادرم اما مي خواهم زندگي كنم و چون پدر فرزندم از زندگيم لذت ببرم بدون آنكه باري بر دوشم احساس كنم0 من يك مادرم اما دوست دارم به فرزندم بياموزم كه مقام زن از مقام مادر بالاتر است و از همه اينها بالاتر مقام انسانيت است كه گويا چون مادر مي شوي بايد آن را از ياد ببري چراكه قبل از هرچيز آزاديت را از تو مي گيرند و وقتي آزاد نباشي پس انسان هم نيستي0
و من چگونه مي توانم انساني را تربيت كنم وقتي خود انسان نيستم؟ به من مي گويند مادر خوبي نيستم0 مي دانيد چرا؟ چون مي دانستم نبايد كودكي را به دنيا بياورم كه نمي توانم خود را به تمامي در اختيارش بگذارم0 چون مي دانم بايد به تمامي در اختيار كودكم باشم تا بهشت را به تمامي زير پايم فرش نند و آنكه مي داند گناهش از آنكه نمي داند به مراتب بيشتر است0
و من اينك فرياد مي زنم بهشت ارزاني شما باد0 شما كه هيچوقت مادر نبوده ايد و هيچوقت آزادي تان را فداي ديگري نكرده ايد و همواره انگ مادر بد را بر پيشاني ما زده ايد0 بهشت ارزاني شما باد كه بهاي آزادي تان به جويي نمي ارزد و من به فرزندم ياد مي دهم كه
پدرم روضه جنت به دو گندم بفروخت
ناخلف باشم اگر من به جويي نفروشم
