زن آزاد

نوشته‌هاي يك زن

About me

User: mitra

  • Contact me
  • My profile
  • Linkme

Recent comments

Anonymous on  همه اش ...

 

Counter

visited *loading* times

Saturday, January 10, 2004

زن خوشبخت

ديروز به خانه يك دوست قديمي رفته بودم0 دختري كه سال 1363 وارد هنرستان كمال الملك شد0 مي دانيد يعني چه؟ آن زمان ها اسم هنرستان هنر با اماكن قبيحه يكي بود0 انقلابي بود انتخابش0 جلوي همه ايستاد و در رشته مجسمه سازي ثبت نام كرد0 خانه مجردي داشت0 مي دانيد يعني چه؟ آن زمان ها دختري كه حتي با چند دختر ديگر در خانه اي جدا از پدر و مادر زندگي مي كرد، لايق معاشرت نبود0 اما او آن خانه را به عنوان كارگاه انتخاب كرده و در حقيقت در آن زندگي ميكرد0 تنها به مسافرت مي رفت0 مي دانيد يعني چه؟ آن زمان ها دختري كه بدون خانواده به مسافرت مي رفت، يك دختر فراري محسوب مي شد

اين دختر آوانگارد در سن نوزده سالگي عاشق شد0 عاشق يك دانشجوي شهرستاني سال آخر فيزيك كه تدريس خصوصي مي كرد و با هم ازدواج كردند. سيزده سال از ازدواج آنها مي گذرد و امروز او  سه فرزند دارد و در يك آپارتمان 80 متري با شوهر بساز - بفروشش در كمال خوشبختي ز ندگي مي كند0 اين دختر هنرمند كه بعد از ازدواج، ديپلم خياطي و آرايشگري و گريم را هم به هنرهاي قبلي خود اضافه كرد ، ديگر حتي براي انجام امور آرايشي و بهداشتي خودش هم از خانه بيرون نمي آيد0 وضع مالي شوهرش بد نيست0 به تازگي يك پرايد هم خريده اند0 موبايل هم دارند0 سالي يك مرتبه هم به مسافرت مي روند0 داشتن يك خانه نهايت آرزوي او بود كه اكنون به آن رسيده است

 او خوشبخت است چون جمعه شبها شوهرش زودتر به خانه مي آيد و با ماشين به گردش مي روند و گاهي بستني يا چيپس هم مي خورند! او خوشبخت است چون فرزندانش كامپيوتر و موتور شارژي دارند0 او خوشبخت است چون هميشه در حساب پس اندازش پول هست0 تنها نقطه تاريك زندگي اش، بي ملاحظگي خانواده شوهرش است كه با آن هم كنار مي آيد0 شوهرش از وقتي فيزيك را كنار گذاشته و بساز - بفروش شده طرز حرف زدنش هم تغيير كرده اما او با آن هم كنار مي آيد0 شوهرش آداب اجتماعي نمي داند اما خيلي مهم نيست چون در عوض براي داخل دكورشان ظروف كريستال گران قيمت مي خرد0 او سه فرزند دارد و اصلا نگران هزار و هشتصد كودكي كه در زلزله بم بي سرپرست شدند، نيست0 او نگران وقوع زلزله در تهران هم نيست و به ژاپني ها كه آمار تلفات زلزله در تهران را 2ميليون نفر برآورد كرده اند مي خندد0 او اصلا معني آوار را نمي داند0 زلزله را نمي فهمد0 فقر را نمي شناسد0 از انتخابات هيچ نمي داند0 برايش مهم نيست كه شهردار تهران يك قاتل است0 داستان افسانه نوروزي و كبرا رحمانپور را اصلا نشنيده 0تنها مجله مورد علاقه اش مجله روانشناسي است چون به او ياد مي دهد چگونه با شوهر و فاميل شوهرش بيش از پيش كنار بيايد0

اين زن خيلي خوشبخت است0 به او حسوديم مي شود0

posted by: mitra at 08:43 | link | comments (12) |


Comments:
#1  13 January 2004 - 18:18
 
for help with persian, you can contact the blogger on http://iran.motime.com
User: howard Contact me View user's mediablog howard
#2  14 January 2004 - 01:45
 
zanha shayad khosbakhtishon ghabl az ezdevage/ pas o khoshbakhte chon az javanish estefade karde.
Anonymous
#3  14 January 2004 - 04:04
 
in aghaye pongo ke sahebe karkhaneie maaroufi be hamin nam dar amricast o modire shabakeie Motime ham hast, hamishe be man lotf darad. yek bar ham sharhe mofassali az man dar nashrieh eshan nevesht ke chand nevisandeye amrikaie namenegari aghaz kardand.albateh name aslie ishan chizi digar ast. Inha ra bekhatere yaddashte ishan avardam va inke khodaye nakarde fekr nakonid ma ahle tabligh baraye khodeman hastim!!
Anonymous
#4  14 January 2004 - 07:55
 
æÇÞÚیÊ ÒäÏ
Anonymous
#5  14 January 2004 - 08:06
 
webloget vaghen alie khili ali ino jedan migam modatha bod neveshtehaee be in ghashangi nakhonde bodam heif ke addresse mail boxet toye safhe nabod mikhastam barat mail bezanam age tonesty va dost dashty baram ye name benevis gozarbelog@yahoo.com
Anonymous
#6  14 January 2004 - 11:19
 
ãÊä ÔãÇ¡ ãÚÑÝí ãíáíæäåÇ ãÌÓãå ÈáÇåÊ ÏÑ ããáßÊ ÇíÑÇä ÈæÏ!...ãÑÏ æ Òä!
Anonymous
#7  14 January 2004 - 15:56
 
Èáå ãÊÇÓÝã ÇÒ Çیä˜å ÏÑ ÌÇãÚå ãä åãå
Anonymous
#8  15 January 2004 - 02:42
 
is it a real tale or a story?
Anonymous
#9  15 January 2004 - 18:21
 
taghlide az chokh bakhtiar, mof nemiarze. bad azin hame sal hadeaghal say konin ye harfe taze begin
Anonymous
#10  18 January 2004 - 16:27
 
æ ÒäÏ
Anonymous
#11  18 January 2004 - 22:47
 
ãä åã ¡ Îیáی ÒیÇÏ¡
Anonymous
#12  25 January 2004 - 02:27
 
I perefare to die than live live without hope,in God we trust ask him , HE WILL HELP
Anonymous
Comments: